سکولاریسم و آسیب شناسی فرهنگی اجتماعی نسل ها
این فایل با فرمت ورد و آماده پرینت می باشد.
فهرست مطالب
سکولاریسم و آسیبشناسی فرهنگی، ۰
اجتماعی نسلها ۰
مقدمه: ۱
الف: ادبیات سکولاریسم ۲
۱- بررسی مفهومی دنیاگرایی (Secularism) 3
تعریف سکولاریسم ۴
ب: زمینههای پیدایش سکولاریسم ۶
معانی شش گانه سکولاریزاسیون ۷
تفاوت سکولاریسم با سکولاریزاسیون: ۹
تفاوت سکولاریسم و لائیسم: ۹
۱- زمینههای فکری ۱۱
۳- زمینه های فرهنگی پیدایش سکولاریسم: ۱۳
ج- راههای ورود سکولاریسم به کشورهای اسلامی ۱۶
د- سکولاریسم قبل و بعد از انقلاب اسلامی ۱۸
پهلوی اول: ۲۰
پهلوی دوم و سکولاریزم: ۲۱
هـ) سکولاریسم وآسیب شناسی فرهنگی: ۲۵
سکولاریسم و انحرافات اجتماعی از دیدگاه قانون و سازمانهای اجتماعی ۳۰
سکولاریسم و رفتارهای ضدقانونی و انحرافی: ۳۱
سکولاریسم و نهادی شدن انحرافات: ۳۳
منابع و مأخذ ۳۴
الف: ادبیات سکولاریسم
۱- بررسی مفهوم دنیاگرایی secularism
۲- تعریف سکولاریسم
۳- معانی ششگانه سکولاریسم
۴- تفاوت سکولاریسم و سکولاریزاسیون
۵- تفاوت سکولاریسم و لائیسم
۱- بررسی مفهومی دنیاگرایی (Secularism)
مقطعی از قرن یا میان دور (Generation) مفاهیم تحت الفظی هستند که برای واژه secular از ریشه لاتین seculum برگزیده شده است. در فرهنگ تفکر اجتماعی بیان شده که:
سکولاریسم secularism مکتبی است که می کوشد تا مجموع اصولی برای رفتار انسانی مبتنی بر تجربه و معرفت عقلانی، در برابر رفتار مبتنی بر ماوراء الطبیعه و الاهیات ایجاد کند.
همچنین در فرهنگ علوم سیاسی، سکولاریسم را به معنای جدایی سیاست از دین، جدایی انگاری دین و دولت، اعتقاد به انتقال مرجعیت از نهادهای دینی به اشخاص و یا سازمانهای غیردینی آورده اند.
بنیانگذار بزرگ مکتب سکولاریسم هولیواک بود که در خانوادهای مذهبی از قشر صنعتگر بدنیا آمد و بعدها از حمله اعضای هیأت تبلیغی اجتماعی اوئنی شد و خود از پایهگذاران سکولاریسم گردید.
در زبان عربی نیز دو واژه العلمانیه و العلمانیه را برای تبیین سکولاریسم قرار دادهاند. اما همانگونه که از تعداد واژگان پیداست اختلاف قرائت بحثهای بسیاری را بین متفکران عرب پدید آورده است.
طرفداران ترجمان العلمانیه، به بعد علمگرایی سکولاریسم توجه و آن را مشتق از علم میدانند و سکولاریسم را علمگرایی تعبیر کردهاند و با این تعبیر علمانی را شامل کسی می دانند که به امکان معرفت اخلاقی یا دینی معتقد نبوده و گرایش به الگو قرار دادن علوم طبیعی و تجربی برای انواع شناخت دارند.
طرفداران ترجمان العُلمُانیه، به بعد عالم و دنیاگرایی سکولاریسم توجه و علمانیه را مصداق نقش انسان در عالم دانسته و بر استقلال عقل در تمام عرصههایی که نماد یابد صححه میگذارند.
البته جان کین در خصوص این اختلاف قرائت بر این باور است که فقدان اصطلاحی در زبان عربی برای وصف سکولاریسم، سکولاریته و سکولار باعث اختلاف شده است.
۲- تعریف سکولاریسم
از سکولاریسم دو دسته تعریف ارائه شده است:
تعاریف مبتنی بر نتایج و هدفهای سکولاریسم
تعریف سکولاریسم
تعاریف مبتنی بر مبانی فکری و فلسفی سکولاریسم
مثلا ماکس وبر آلمانی معتقد است:
آنجا که جامعه دینی از جامعه سیاسی جدا گردیده بصورتی که دولت حق هیچ گونه اعمال قدرتی در امور کلیسا را نداشته و بلعکس کلیسا نیز حق هیچ گونه دخالتی در امور سیاسی را نداشته باشد مفهوم سکولاریسم تبلور مییابد.
این تعریف بر مبنای نتایج کارکردی سکولاریسم و هدفهای آن تبیین شده است در صورتیکه حلیم برکات در کتاب “المجتمع العربی المعاصر” بیان میکند که:
سکولاریسم نظامی عقلانی است که روابط بین افراد ، گروهها و موسسات را با نهاد دولت بر اساس مبادی و احکام عمومی که متضمن تساوی افراد جامعه در قبال آن است تضمین می کند همچنین وی نه ویژگی را برای سکولاریسم با این تعریف قائل است که عبارتند از:
۱- جدایی دین از دولت
۲- طرد قوم گرایی و طایفه گری سیاسی
۳- برقراری مساوات بین افراد ملت، علیرغم اختلاف دینی که محاکم مدنی عمومی آن را تضمین می کند.
۴- تساوی بین زن و مرد در قانون و احوال شخصی
۵- منشاء قانونگذاری، جامعه است که بر اساس نیازها و مشکلات قانون وضع میکند.
۶- حاکمیت و مشروعیت حکومت از ملت است.
۷- منزلت داشتن فرهنگ علمی و عقلانی
۸- به رسمیت شناختن حقوق مذاهب و قومیتهای دینی گوناگون
۹- آزادی دین از سیطره دولت و دولت از سیطره دین
ب: زمینههای پیدایش سکولاریسم
۱- زمینههای فکری:
A – نهضت علمی
B – علم و فنآوری
۲- وقایع اجتماعی
۳- زمینههای فرهنگی:
A – کلیسا و عملکرد آن
B – نهضت اصلاح دینی
(Reformation)
معانی شش گانه سکولاریزاسیون
آقای شاینر در مقالهای به نام The sociology of Religion به شش معنی از سکولاریزاسیون اشاره مینماید که عبارتند از:
۱- افول دین:
در این تعریف جامعه بیدین جامعهای است که نمادهای مورد قبول گذشته و نهادها و عقاید پیشین، اعتبار و نفوذ خود را از دست داده و در نقطه اوج دنیایی شدن قرار گرفتهاند.
۲- سازگاری با این جهان:
در این معنی گروه مذهبی یا جامعهای که بطور دینی شکل یافته توجهش را از ماوراء برگردانده و بیشتر به این جهان متمایل است.
نقطه اوج سکولاریزاسیون در این معنی عبارتست از جامعهای که بوسیله وظایف عملی این جهانی پرشده و گروه دینی آن، از دیگر گروههای اجتماعی متمایز نباشد.
۳- عدم دل مشغولی به دین:
در این شکل جامعه خود را از درک مذهبی که قبلاً هویت آن را شکل داده مجزا کرده تا خود را به صورت واقعیت مستقل رسمیت بخشد و در نتیجه مذهب را به زندگی خصوصی محدود کرد.
در نقطه اوج چنین جامعه سکولاریستی در جامعه فقط ادیانی در محدوده گروههای دینی حضور داشته و ادیان حاضر نیز با خصلت کاملاً درونی که تقریباً خنثی بوده و بر نهادهای اجتماعی بیتأثیر است و کنشهای جمعی نیز تأثیرپذیری از آن ندارد.
هانا آرنت در کتاب “بین گذشته و آینده”، دنیایی شدن را به جدایی دین و سیاست تعریف کرده است.