مقاله اعتیاد به مواد مخدر
این فایل با فرمت word و آماده پرینت میباشد
فهرست مطالب
مقدمه ۴
بیان مسئله ۵
۱) جامعه پذیری ناقص ۸
۲) انحراف آموختنی است ۸
۳) نارسائیهای فرهنگی و ساختار اجتماعی ۹
مهمترین نظریات انحرافات ۹
۱- نظریه بیهنجاری ۹
۲- نظریه تضاد ۱۰
۳- نظریه پیوند افتراقی ۱۰
۴- نظریه برچسب (انگ زنی) ۱۱
۵- نظریه ناهماهنگی ۱۲
۶- نظریه انحراف از هنجارها ۱۳
علل اعتیاد از نظر «فایت استون» ۱۴
مقدمه
زندگی اجتماعی انسان تحت حاکمیت قواعد و
هنجارهای اجتماعی است. اگر ما از قواعدی که انواع رفتار را در زمینههای
معینی به عنوان رفتارهای مناسب و رفتارهای دیگری را به عنوان رفتارهای
نامناسب تعریف میکنند، پیروی نمیکردیم، فعالیتهایمان دستخوش هرج و مرج
میگردید.
از سوی دیگر زندگی اجتماعی انسان با
پدیدههای اجتماعی نمود مییابد. پدیدههای اجتماعی در واقع واقعیتهایی
هستند که جزء ذاتی زندگی اجتماعی بشر میباشند. حال اگر برخی از این
پدیدهها در وضعیتی قرار گیرند که از سوی جامعه، منفی تلقی شوند، ممکن است
که در حیات مطلوب اجتماعی اثر نامناسب گذارده و یا آن را تهدید نمایند. اما
باید دانست که تلقی منفی از یک پدیده اجتماعی در همه جوامع یکسان نیست و
شاید معدودی از این پدیدهها را بتوان یافت که وجود آنها در تمام یا اغلب
جوامع همراه با تلقی منفی باشد. همچنین در یک جامعه خاص نیز تشخیص مثبت یا
منفی بودن یک پدیده در میان گروهها یا افراد مختلف، لزوماً یکسان
نمیباشد. در این میان تلقی رهبران سیاسی جامعه، فراتر از یک تلقی فردی
بوده و به مقدار زیادی در روند حیات جامعه تأثیر دارد.
بیان مسئله
مصرف مواد مخدر همچون خشخاش، هروئین،
تریاک، ماری جوانا و … تا حدودی بهتر از دیگر انواع انحرافات نشان میدهد
که تا چه حدی هر جامعه، برحسب زمان، مکان، جنس، سن، قوم، قبیله و طبقه
مسائل جامعوی را تعریف و ارزشگذاری میکند.
امروزه مصرف این مواد و امثال آن، آثار
مخرب اعتیاد و قاچاق انواع مواد مخدر بر ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و
فرهنگی جوامع آسیب رسانده و نه تنها بصورت یک تهدید ملی بلکه فراتر از
مرزهای ملی بصورت یک مسئله پیچیده جهانی در آمده که شعاع مضرات و اثرات
زیانبار آن گریبانگیر کشورهای بیشماری شده است که شدت و وسعت این بحران
که از گذشتههای دور بر جامعه جهانی سایر افکنده برحدی که علاوه بر
مسئوولین کشورهای توجه بسیاری از صاحبنظران و کارشناسان مسائل علوم اجتماعی
را نیز به خود معطوف نموده و علی رغم رویکردهای جامع و تمهیدات اتخاذ شده
در حل و کاهش این معضل در سطح ملی، منطقهای و جهانی، هر روز عملاً شاهد
وخامت بیشتر اوضاع و تشدید این مسئله مهم میباشیم.
اما اینکه چرا و چگونه اعتیاد بر مواد
مخدر به عنوان مسأله تلقی میشود، بیشتر مربوط به نظر افراد و تجربه شخصی
آنان است. چرا که در سالهای اخیر تعداد فزایندهای از مدم عام شهرها طرز
تلقی بامدار او اغماضی را پذیرفتهاند و معتقد شدهاند که این قوانین هستند
که مواد مخدر را خطرناک جلوه میدهند و در نتیجه مسائل مربوطه را نیز پدید
میآورند. با این وجود در جامعه ما بسیاری از مواد مسأله ساز تلقی میشوند
زیرا که اغلب آنها، افراد را ناکار میسازند و توانائی آنان را برای
ساماندهی امور خویش، اداره زندگی شخصی و خانوادگی دچار اختلال میکنند.
و این مسئله بدان علت است که با مصرف
این مواد، فرد معتاد حرمت ارزش های اخلاقی و جر هنجارهای جامعوی را پاس
ندارند و در نتیجه قوانین را زیر پا گذارند و با پرخاش موجبات آزار دیگران
را فراهم آورده و در نهایت دست بجرایم و جنایات آشکار یا پنهان مالی یا
جانی بزنند.