مقاله بهداشت و سلامت فردی و نقش آن بر جوامع
این فایل با فرمت word و آماده پرینت میباشد
فهرست مطالب
مبانی نظری و تجربی پژوهش ۴
۱- سلامت ۴
۲- بیماری ۵
۳ـ مروری بر ادبیات تحقیق ۹
الف ـ نگاهی بر ادبیات مربوط به سلامت ۹
تعریف سازمان بهداشت جهانی (WHO) ۱۶
ب ـ سلامت و اعتیاد ۲۰
سلامت و اعتیاد
مقاله درمورد رشته روانشناسی و علوم تربیتی
ادبیات مربوط به سلامت
تعریف سازمان بهداشت جهانی
دانلود مقاله بهداشت و سلامت فردی
چکیده
مقاله حاضر درباره بهداشت و سلامت فردی و
نگاهی بر ادبیات مربوط به سلامت و به تعریف سازمان بهداشت جهانی و تعریف
بیماری پرداخته است.
بهطور کلی تعریف سازمان بهداشت جهانی
به نوعی در بردارنده مفهوم کیفیت زندگی و رفاه، از ابعاد مختلف در ارتباط
با وضع سلامت است. اگر چه تلاشهای زیادی در خصوص عملیاتی نمودن مفهوم
سلامت صورت پذیرفته، اما این مفهوم تاکنون به صورت جامع تعریف عملیاتی نشده
است، زیرا متغیرهای آن از روی مجموعهای از تحقیقات محدود فاقد دقت بیرون
کشیده شده است و به همین دلیل در خصوص شاخصهای آن اجماع چندانی وجود
ندارد. برای مثال، منابع زیر که در طول یک دوره حدوداً ۱۲ ساله تدوین
شدهاند همین عدم اجماع را یادآور میشوند.
واژه های کلیدی: سلامت، بیماری، سازمان بهداشت جهانی،
مبانی نظری و تجربی پژوهش
۱- سلامت
از آنجا که سلامت مهم ترین و مناقشه
برانگیزترین مفهوم این تحقیق است، بررسی اجمالی فضای مفهومی موجود در مورد
آن اهمیت زیادی دارد، به طور کلی تعاریف متعددی از مفهوم سلامت نزد محققان و
اندیشمندان رشتههای پزشکی، بهداشت و جامعه شناسی وجود دارد. این مسئله
نشان میدهد هیچ شیوه ساده و آسانی برای ارائه تعریف از مفهوم سلامت وجود
نداشته و دستیابی به تعریفی که مورد قبول همگان باشد، براحتی میسر نیست.
سلامت بیتردید مهمترین جنبه از مسائل
حیات انسان به شمار میرود که از دوران قدیم ذهن اندیشمندان را به خود
مشغول کرده است. کسانی نظیر افلاطون که سلامت را به عنوان «هماهنگی میان
عملکردهای بدن» و افرادی نظیر جالینوسی که در مقابل سلامت، بیماری را به
عنوان «برهم خوردن تعادل» فرض کردهاند جزء متقدمینی هستند که به تعریف این
مفهوم پرداختهاند. همچنین در طول ۳۰ سال گذشته تعداد زیادی از تحقیقات
مربوط به سلامت تعاریف متعددی از آن ارائه کردهاند. به عنوان نمونه در
منابعی نظیر مرکز ملی سلامتی آمریکا، ۱۹۶۴؛ بیلوک، ۱۹۷۱؛ برسلو، ۱۹۷۲؛
الینسون، ۱۹۷۴؛ بالینسکی و برگر،۱۹۷۵؛ کاپلان، ۱۹۷۶؛ ساکت، ۱۹۷۷؛ سازمان
بهداشت جهانی، ۱۹۷۹؛ ویر، ۱۹۸۱؛ هیدی و دیگران ، ۱۹۸۵ و … تعاریف گوناگونی
از مفهوم سلامت به چشم از میخورد (Blaxter,1998:2) که سعی خواهد شد
تعاریفی که نزدیکی بیشتری با اهداف تحقیق حاضر دارند مورد اشاره قرار
گیرند.
بهطور کلی در تعاریف پزشکی، سلامت
معادل عدم وجود بیماری فرض میشود. بنابراین در حوزه دانش پزشکی به جای
ارائه تعریف از سلامت عموماً به ارائه تعریف بیماری بسنده میشود. یکی از
این تعاریف که مبتنی بر پزشکی جدید است بیماری را به عنوان «انحراف
متغیرهای بیولوژیک قابل اندازهگیری از حد عادی یا وجود اشکال آسیب شناختی
طبقهبندی و تعریف شده تلقی مینماید» (Ibid:3).
دانش دیگری که به ارائه تعریف از سلامت
پرداخته است، جامعه شناسی پزشکی است. تعاریف جامعه شناختی از سلامت ضمن
مدنظر قرار دادن عوامل بیولوژیک، بر عوامل اجتماعی، فرهنگی و روانی نیز
تأکید دارند. به عنوان مثال منوچهر محسنی معتقد است سلامت از صفات بسیار
متنوعی شکل میگیرد که عبارتند از : آمادگی برای کار، تغذیه خوب، احساس
شادابی و فقدان هرگونه غم و رنج (محسنی، ۴۵:۱۳۷۶).
همچنین سازمان بهداشت جهانی تحت تاثیر
تعاریف جامعه شناختی سلامت را «حالت رفاه و آسایش کامل روانی، جسمی و
اجتماعی میداند و نه فقط فقدان بیماری و نقص عضو»(همان: ۴۵). بنابر تعریف
سازمان بهداشت جهانی، سلامت را میبایست با توجه به عواملی نظیر سن، جنس،
جامعه و منطقه زیست و در قالب حدود هنجاری مورد بررسی قرار داد.
۲- بیماری
برای تکمیل بحث تعاریف سلامت، ضرورت
دارد به مفهوم مقابل آن یعنی بیماری نیز پرداخته شود تعریف بیماری نیز
همانند سلامت به سادگی امکان پذیر نیست و برحسب نوع جامعه، مراحل توسعه و
مسائل فرهنگی، تعاریف متفاوتی از آن ارائه شده است.
بیماری را در غالب موارد «انحراف از
حالت سلامت» تعریف کردهاند. به اعتقاد اغلب مردم بیماری حالتی است که تحت
تاثیر آن سلامتی انسان به مخاطره می افتد از نظر محیط شناسان بیماری پدیده
ای است ناشی از ناتوانی ارگانیسم در ارائه پاسخ همساز به محیط (محسنی،
۵۶:۱۳۷۶)، در حالیکمه در انگاره سنتی پزشکی بیماری ضایعهای است در درون
بدن انسان که دو نوع شاخص پدید میآورد. اول حالتهایی احساسی که بیمار به
آن دچار میشود و به او هشدار میدهد که وضع روبراه نیست که به آنها نشانه
ها (symptoms) گفته میشود و دوم نشانگرهایی که بیان کننده وجود ضایعه
آسیبشناسانه نهفتهای هستند که توسط پزشک تشخیص داده میشوند و به آنها
علائم (signs) اطلاق میشود (آمسترانگ، ۱۳۷۲: ۲۷) .
به طور کلی انواع تعاریف موجود درباره بیماری را میتوان به شرح زیر طبقهبندی کرد:
۱ـ تغییر در ساختمان عضو و خارج شدن آن از حالت طبیعی.
۲ـ تغییر در وظایف طبیعی جسم و روان.
۳ـ پیدایش حالتهائی که موجب رنج افراد گردد.
۴ـ عدم تعادل روانی و اجتماعی (محسنی ، ۱۳۷۶:۵۷).
ج ـ اعتیاد
اعتیاد (Addiction) واژهای است قدیمی
که امروزه به دلیل کاستیهای آن از اصطلاح «وابستگی به مواد» استفاده
میشود و وابستگی سندروم بالینی با تظاهرات رفتاری، شناختی و فیزیلوژیک است
که باعث میشود فرد مصرف مواد را به رفتارهای دیگر ترجیح دهد. که برای
تشخیص این وابستگی، حداقل وجود ۳ نشانه اول از ۵ مورد زیر لازم است:
۱ـ افزایش تدریجی مقدار ماده مصرفی لازم برای دستیابی به علائم مصرف آن
۲ـ پیدایش علائم ترک در صورت عدم مصرف یا کاهش مقدار مصرف
۳ـ تمایل دایم و تلاشهای ناموفق برای کاهش یا قطع مصرف ماده
۴ـ مختل شدن فعالیتهای اجتماعی، شغلی و …
۵ـ تداوم مصرف ماده علیرغم آگاهی از عوارض آن.
از طرف دیگر برای تشخیص تخت تاثیر مواد بودن در ادبیات موجود ۲ معیار عمده وجود دارد که عبارتند از :
۱ـ بروز علایم قابل برگشت و اختصاصی مصرف ماده.
۲ـ بروز رفتارهای نامتناسبت یا تغییرات روانی به دلیل تأثیر ماده بر دستگاه عصبی مرکزی
و ـ ترک مواد
ترک حالتی از محرومیت (withdrawal) مصرف مواد است که در اثر آن نشانههای زیر بوجود میآیند.
۱ـ بروز سندروم خاص، بر اثر قطع یا گاهش مصرف مادهای خاص
۲ـ بروز علائم کاملا ناراحت کننده و اختلال در کارکد اجتماعی و شغلی بر اثر سندروم فوق.
۵ـ درمان
به مجموعه روشهائی کحه گفته میشود که
با هدف دست یابی به شیوه زندگی بددون مواد، کمک به افزایش عملکرد در
جبنههای محتلف زندگی و پیشگیری از تکرار مصرف (عود) انجام میشوند.. درمان
اعتیاد معمولاً با محرومیت (قطع یا کاهش مصرف مواد)، استفاده از دارو و
روشهعای اجتماعی نظیر سخنرانی های آموزنهده، جلسات مشاوره گروهی، ایجاد
ارتباط با دوستان غیرمعتاد و کمک گرفتن از خانوغده همراه است از اهداف فرعی
شیوههای درمانی میتوان به افزایش انگیزه برای ترک و کمک برای باقی ماندن
در ترک نیز اشاره نمود
وـ عود
عود به چند حالت مختلف از برگشت به سوء مصرف مواد گفته میشود که عبارتند از:
۱ـ بازگشت ناگهانی به مصرف موادی که قبلاً مصرف میشده اس.
۲ـ فرآیندی که سرانجام به مصرف مجدد مواد منجر خواهد شد.
۳ـ افزایش مصرف مواد، نسبت به مقداری که قبلاً مصرف میشده است.
معمولاً برگشت به سوإ مصرف مواد تحت
تأثیر عواملی نظیر افراد (دوستان و آشنایان معتاد) ، اماکن و اشیاء تحریک
حواس پنجگانه، تجدید خاطرات، افکار و عواطف، اختلالات روانی و سایر
بیماریها و روبروشدن با موقعیتهای ناگوار صورت میپذیرد.
زـ پیشگیری
پیشگیری (prevention) به کارگیری
اقداماتی است که منجر به کاهش ابتلای افراد به اعتیاد میشود. در واقع
پیشگیری موجب کاهش عواملی میشود که افراد را در معرض خطر قرار میدهند و
افزایش عواملی که افراد را از مصرف مواد حفظ میکند. مهمترین شیوههای
پیشگیری عبارتند از:
۱ـ آگاه کردن افراد از خطرات و مضرات مواد مخدر
۲ـ تقویت فعالیتهای جایگزینی
۳ـ افزایش مهارتهای زندگی بویژه مهارتهای حل مشکل
۴ـ ارتقای فرهنگی
۳ـ مروری بر ادبیات تحقیق
الف ـ نگاهی بر ادبیات مربوط به سلامت
رابطه میان شرایط حیاتی و از آن جمله
شرایط اجتماعی و وضع سلامتی و بیماری انسان از دیرباز مورد علاقه بشر بوده
است. همین تشخیص ارتباط بین مجموعه عوامل اجتماعی با سطح بهداشت و سلامتی،
در نهایت منجر به تشکیل شاخه خاصی در جامعه شناسی به نام جامعهشناسی پزشکی
شده است.
روند کلی تحول اجتماعی ـ معیشتی در آغاز
قرون جدید، دورانی را به وجود آورد که در آن، مسائل متفاوتی در جریان
صنعتی شدن کشورها طرح گردید؛ واحدهای تولیدی کارخانهای ، جای کارگاههای
تک نفری یا کارگاههایی با جمع بسیار محدود را گرفت و بهداشت جمعی کارگران
که شرط لازم تداوم تولید کارخانهای است، توجه دستاندکاران اجتماعی را به
مراتب بیش از پیش به سلامتی و بیماری اکثریت جامعه جلب کرد. در این دوره
سرمایهداران نوپا عموماً این فهم را یافته بودند که واحد تولیدی برای
بازدهی قابل اطمینان تولیدی و اقتصادی الزاماً باید حداقهای بهداشتی را
تأمین کنند تا کارگران و کارمندان بتوانند ارائهدهنده خدمات قابل انتظار
در عرصه تولید باشند. از تبعات این رویکرد افزایش توجه به مؤلفههای
اجتماعی مؤثر بر بهداشت، سلامتی، بیماری، و رشد بررسیها در زمینه ارتباط
میان آنها (رشد مطالعات اجتماعی در باب مسائل پزشکی) بود.
یکی از شخصیتهای برجسته در این گونه
مطالعات در قرن بیستم، آلفرد گروتیان آلمانی است که در کتاب معروف خود به
این نتیجه رسید که بسیاری از امراض مهم اجتماعی مشخصاً مزمن هستند و بسیاری
از آنها قابل پیشگیری و یا حداقل کنترل پذیرند.
در دهههای اول قرن بیستم، تحقیقات
اجتماعی در پزشکی به آن درجه از گستردگی و عمق رسیده بود که بتواند مرزهای
ملی کشورهای خاستگاه و بویژه آلمان را پشت سر بگذارد. نقش گروتیان در این
گسترش بسیار اساسی است. در هرحال این گونه مطالعات در کشورهای مختلف اروپای
غربی و شرقی و شوروی (سابق) مطرح شد و رشد کرد.
اما در کشورهای انگلوساکسون ابراز
علاقه به پزشکی اجتماعی و مطالعات مربوط به آن، پدیده نسبتاً جدیدی است.
ملاحظات و پارامترهای اجتماعی در این کشورها بیشتر تحت پوشش جامعه شناسی
پزشکی طرح شده و مورد بررسی قرار گرفتهاند. در نتیجه شاید تا حدودی قریب
به واقعیت باشد که اروپا را مهد طب اجتماعی، و به طور کلی کشورهای
انگلوساکسون ـ رامهد جامعهشناسی پزشکی بدانیم. اما فرق اساسی بین پزشکی
اجتماعی و جامعهشناسی پزشکی به طور خلاصه در آن است که اولی بیشتر
جهتگیری پزشکی و دومی بیشتر جهتگیری جامعه شناختی دارد و به موضوعاتی
نظیر تحلیل ساخت اجتماعی، نهادها و الگوها توجه میکند.
به هر صورت رشد طبیعی جامعهشناسی پزشکی
در جهان غرب به علت دو عامل اساسی بوده است: یکی پی بردن به این واقعیت که
بسیاری از مسائل موجود در نظام ارائه خدمات بهداشتی جدید اساساً
اجتماعیاند و دیگری افزایش علاقه خود پزشکی به جبنهها و عوامل اجتماعی
بیماریهای مختلف از قبیل بیماری های روانی، بیماریهای مزمن و …
(آمسترانگ، ۱۳۷۲، ص ۲۵ـ۱۵)
پس از رشد و گسترش مطلاعات مربوط به
جامعهشناسی پزشکی و پزشی اجتماعی، مطالعات مربوط به وضعیت سلامت و عوامل
اجتماعی مؤثر بر آن بهطور انبوه در حوزههای جغرافیایی گوناگون پیگیری شد.
در واقع اگر زمان تولد جامعهشناسی
پزشکی را نیمه اول قرن بیستم بدانیم، شکلگیری مطالعات مربوط به سلامت
عمدتاً در نیمه دوم این قرن بوده است. این موضوع به ویژه در بیست سال اخیر
سیر صعودی قابل ملاحظهای را از نظر کمی و کیفی نشان میدهد.
محققان بسیاری در طول این سالها
کوشیدهاند تا پس از ارائه یک تعریف عملیاتی ترکیبی از مفهوم سلامت، تأثیر
شرایط، واقعیتها و ساختارهای اجتماعی را بر آن بسنجد. بهطور کلی مطالعات
انجام گرفته در این زمینه را در دو طبقه میتوان جای داد؛ نخست تحقیقاتی که
به تأثیر شرایط اجتماعی گوناگون پرداختهاند و دوم پژوهشهایی که در پی
بنیان نهادن چهارچوبهای نظری و روششناسی جهت سنجش وضع سلامتی جمعیتهای و
گروههای مختلف اجتماعی و بیان تفاوتهای موجود در سطح سلامتی بر حسب
متغیرهای اجتماعی گوناگون بودهاند؛ همچنین بخشی از مطالعات مربوط به
سلامتی نیز در حوزه روانشناسی اجتماعی شکل گرفتهاند.
نمونههای مورد مطالعه در طبقه نخست از
تحقیقات، عمدتاً بیمارانی بودهاند که نوع بیماری آنها (به عنوان نقطه
مقابل سلامتی) در ارتباط با متغیرهای نظیر انتخاب اجتماعی (ژاک والن و
میخائیل و پلانک) بهعنوان تبیینکنندههای تفاوت در سلامتی ـ از یک سو ـ و
نیز استرس و اتفاقات زندگی (هانس سلی)، انواع شخصیت، توان مقابله با
مشکلات (آرون آنتونوفسکی) سلامتی، از سوی دیگر ـ مورد بررسی قرار گرفتهاند
(هرتسلیک، ۱۳۷۶، ص ۷۳ـ ۷۷).
در جامعهشناسی پزشکی تأثیرات عوامل
اجتماعی بر تندرستی و بیماری در دو مقوله تأثیرات مستقیم و تأثیرات
غیرمستقیم مورد بحث قرار میگیرد. شواهد موجود از تأثیر غیرمستقیم عوامل
اجتماعی در فراهم آوردن تماس فرد با خطرهای جهان فیزیکی ـ زیستشناختی
حکایت دارد که این تأثیرها، به صورت کلی یا جزیی قابل بررسی است.
در خصوص تأثیر کلی عوامل اجتماعی ،
دوبوس (۱۹۸۰) این نکته جالب توجه را که بیماری محصول سوء سازگاری با محیط
است مورد بحث قرار داده است. او اعتقاد دارد جوامعی که به تعادل با محیط
خود رسیدهاند. بهطور کلی از بیماری مبرا هستند و بیماری هنگامی پدید
میآید که این تعادل به هم بخورد.