مقاله بررسی عوامل سازمانی موثر بر اخلاق کار در سازمانهای دولتی
این فایل با فرمت word و آماده پرینت میباشد
فهرست:
اهمیت و ضرورت بررسی موضوع:
طرح مسأله
هدف تحقیق
فرضیات تحقیق
متغیرهای تحقیق
کار
کار از نظر فیزیکی
تعهد سازمانی
مسئولیت:
مسئولیت اخلاقی
مسئولیت اجتماعی
مفهوم اخلاق
اخلاقیات
نظریههای جامعه شناختی درباره اخلاق
اخلاق کار در نظریههای کارکردگرایی
اخلاق کار، مارکس و از خودبیگانگی
مروری بر نظریههای مدیریت درباره اخلاق کار
کار
مدیریت و کیفیت زندگی کاری
نقش مدیریت مشارکتی و افزایش اخلاق کار و بهرهوری
مروری بر نظریههای روانشناختی و رفتاری درباره اخلاق کار
نظریههای درون زا
۱- نظریه برانگیختگی
نظریه انتظار ارزش
نظریههای برابری
نظریه انگیزش
نظریه نیت و هدف
مقدمه:
موضوع اخلاق و اخلاقیات از بدو تولد بشر
تا این زمان که عصر تکنولوژی و اطلاعات میباشد مطرح بوده است و مسئلهای
نیست که بتوان آنرا در زندگی اجتماعی و زندگی سازمانی نادیده گرفت.
اهمیت این مسئله امروزه بیشتر شده است
بویژه درخصوص سازمانها که ملزم هستند خود را علاوه بر پاسخگو بودن در قبال
اعضای سازمان و افراد ذینفعش، در قبال جامعه نیز پاسخگو بدانند و به همین
خاطر بحث مسئولیتهای اجتماعی و سازمان و استاندارهای جهانبینی اصول اخلاقی –
انسانی در اکثر دنیا بسیار مهم میباشد.
این تحقیق حاوی یک بررسی اجمالی از
اخلاق کار، بحث تاریخی از مفهوم اخلاق کار و سپس بررسی نظریههای مدیریتی،
روانشناختی و جامعهشناسی درباره اخلاق کار است.
هدف از این تحقیق بررسی عوامل سازمانی
مؤثر بر اخلاق کار در سازمانهای دولتی به منظور بالا بردن اخلاق کار و
اصلاح فرهنگ و ارزشهای رایج در جامعه در ارتباط با کار میباشد.
اهمیت و ضرورت بررسی موضوع:
در دو سال اخیر بسیاری از مسئولین تأکید
فراوانی بر تقویت وجدان کار در میان افراد جامعه داشتهاند تا حدی که یکی
از پیامهای نوروزی مقام معظم رهبری به این امر اختصاص یافت از سوی دیگر
مسئولین کشور نیز به تناوب به لزوم گسترش فرهنگ کار و تولید و شناخت عوامل
خروج از کم کاری و بیعلاقگی نسبت به کار تأکید نمودهاند. در پیام
رئیسجمهور به اولین سمینار تکامل فرهنگ کار در سال ۷۵ نیز به ضرورت
بازنگری در فرهنگ کار در جامعه ایران در راستای برنامه توسعه اقتصادی
اجتماعی کشور تأکید شده است. در قسمتی از پیام رئیسجمهور به این سمینار
آمده است «اهتمام دستگاههای فرهنگساز جامعه در زدودن سنتهای غلط و اصلاح و
گسترش احترام و ارزش کار و توجه مردم به کار و تلاش، تأثیر شایستهای
خواهد داشت.
در بررسیهای به عمل آمده میزان بهرهوری
در کشور بنا به نظر اکثر کارشناسان اقتصادی پایین است و لازم است فقدان
فرهنگ و اخلاق کار مناسب در جامعه به عنوان یک معضل اقتصادی، اجتماعی تلقی
گردد و برای شناسایی بهتر وضع موجود از نظر فرهنگ و اخلاق کار و عوامل مؤثر
بر آن مطالعات و بررسیها چه به صورت تحقیق و چه به صورت گفتگو در میان
اندیشمندان انجام گیرد.
طرح مسأله:
به نظر میرسد در شرایط فعلی ایران،
روحیه اخلاق کار در میان مردم ضعیف میباشد و افراد بویژه در محیط کار از
زیر کار شانه خالی مینمایند و یا دچار کمکاری شدید هستند. از سوی دیگر
بنظر میرسد در جامعه گرایش به مشاغل کاذب و یا مشاغلی که بدون زحمت و یا
با اندک تلاش و کار درآمدهای کلان دارند زیاد است.
درواقع نوعی گریز از کار سخت در میان
مردم وجود دارد. این تلقی منفی از کار تقریباً به اندیشه بسیاری از رهبران
جامعه و اندیشمندان اقتصادی، اجتماعی سایه افکنده است و به هیچ وجه با
فرهنگ منفی و متعالی اسلامی و مقتضیات و آرمانهای انقلابی هماهنگی ندارد.
آنچه به صورت رسمی منتشر شده نشان
میدهد که در ایران کار مفید هفتگی برای صنایع ۶ تا ۹ ساعت است و به گفته
یکی از نمایندگان مجلس این مدت در ادارات دولتی ۲۰ دقیقه تا ۷ ساعت کار
رسمی اداری است.
پرهیز از کارهای سنگین و بدنی،
رویآوردن به مشاغل کاذب، علاقهمندی عمومی به کارهای خدماتی و واسطهگری،
بیرغبتی نسبت به کارهای تولیدی، نشان ندادن جدیت و صداقت لازم در کار و
انجام وظایف از نکات دردآور و تأسفباری است که چهره جامعه را به گونه
نامطلوبی معرفی میکند.
اخلاق کار در این بررسی از طریق یک شاخص ۲۱ گزینهای که در چهار گروه طبقهبندی شده مورد سنجش قرار گرفته است.
چهار ویژگی عبارتند از: ۱- دلبستگی و علاقه به کار ۲- جدیت در کار ۳- روابط انسانی در محل کار ۴- روح جمعی و مشارکت در کار
سپس درخصوص هریک از چهار ویژگی کلی ۵ تا ۶ خصوصیت قابل اندازهگیری درنظر گرفته شده و به صورت سؤال مطرح گردیده است.
هدف تحقیق:
هدف این تحقیق بررسی عوامل سازمانی مؤثر
بر اخلاق کار در سازمانهای دولتی به منظور بالا بردن اخلاق کار و اصلاح
فرهنگ و ارزشهای رایج جامعه در ارتباط با کار میباشد. در این تحقیق بر آن
هستیم تا اهمیت این عوامل را به سازمانها نشان دهیم تا بتوانند با مدنظر
قرار دادن این عوامل در سازمانهایشان ضمانتی برای اجرای قوانین و
دستورالعملهایشان در اختیار داشته باشند. زیرا اخلاق ضامن اجرای قوانین و
تقویت کننده و پرورشدهنده بعد معنوی انسانهاست.
فرضیات تحقیق:
تحقیق حاضر در برگیرنده چهار فرضیه است که عبارتند از:
۱- کیفیت اعمال مدیریت سازمان از عوامل مؤثر بر اخلاق کارکنان در سازمان است که این فرضیه خود موارد ذیل را دربر میگیرد.
الف) سهیم نمودن کارکنان در تصمیمگیری ب) دادن آزادی عمل به کارکنان
ج) نوع برخورد مدیریت با کارکنان
۲- محیط و فضای عینی سازمان از عوامل مؤثر بر اخلاق کار کارکنان است که این فرضیه شامل موارد زیر است:
الف) سروصدای محل کارب) نور محل کارج) وضع تهویه هوا و تناسب گرما و سرمای محل کارت) امنیت جانی در محیط کار
ث) سرویسهای نظافت و بهداشت در محل کار
۳- نظام ارزشیابی عملکرد سازمان از عوامل مؤثر بر اخلاق کار کارکنان است که این فرضیه شامل موارد زیر است:
الف) ارتقای شغلی ب) پاداش و تشویق و تنبیه ج) مبنای ترفیعات و تشویقات
۴- مشخصات فردی کارکنان سازمان از عوامل مؤثر اخلاق کاری آنان است. این فرضیه نیز بنوبه خود موارد ذیل را دربر میگیرد.
الف) تأثیر جنسیت به اخلاق کار ب) تأثیر وضع تأهل بر اخلاق کار
پ) تأثیر بیماری بر اخلاق کار ت) تأثیر انگیزه و نگرش فرد نسبت به اخلاق کار
متغیرهای تحقیق:
در این بررسی اخلاق کار متغیر وابسته و
عوامل سازمانی که بر اخلاق کار تأثیر میگذارند متغیرهای مستقل هستند. در
این بررسی عوامل سازمانی که به اخلاق کار تأثیر میگذارند در چهار مقوله
طبقهبندی شدهاند:
۱- کیفیت اعمال مدیریت سازمان که شامل سهیم نمودن کارکنان در تصمیمگیری، دادن آزادی عمل در کار و نوع برخورد مدیریت با کارکنان است.
۲- محیط و فضای عینی سازمان که در پنج
مقوله طبقهبندی شدهاند شامل سروصدای محیط کار، نور محل کار، وضع تهویه و
تناسب گرما و سرمای محل کار، امنیت جانی در محل کار و سرویسهای نظافت و
بهداشت در محل کار میباشد.
۳- نظام ارزشیابی که شامل ارتقای شغلی، پاداش، تشویق، تنبیه و بنای ترفیعات و تشویقات میباشد.
۴- مشخصات فردی کارکنان که شامل سن، جنسیت، وضع تأهل و سلامتی جسمی است.
تعریف اصطلاحات و واژهها:
کار: از نظر لغوی عبارت است از شغل که در ایران باستان به شکل Kar و Karya آمده است. (فرهنگ معین)
کار از نظر فیزیکی: تغییر شکل یافتن کار توسط یک مجموعه ارزشی را گویند.
تعهد سازمانی: ویلیامسون و اندرسون تعهد
را شدت گسترش مشارکت فرد در سازمان، احساس تعلق به شغل و سازمان و احساس
هویت تعریف کردهاند.
مسئولیت: تعهدی است از سوی فردی نسبت به انجام کاری (یا رسیدگی به اینکه دیگران چگونه آن کار را انجام میدهند.)
مسئولیت اخلاقی: داشتن ملاکها، اعتقادات یا ایدهآلهایی که یک فرد یا گروه با جامعه بر مبنای آن عمل میکند.
مسئولیت اجتماعی: تعهد تصمیمگیرندگان
برای اقداماتی است که بطور کلی علاوه بر تأمین منافع خودشان موجبات بهبود و
رفاه جامعه را نیز فراهم میآورند.
مفهوم اخلاق: اخلاق جمع خلق، به معنی
خوبیهاست. از نظر اصطلاحی تعاریف مختلفی از اخلاق شده است. مثلاً ابوعلی در
کتاب تهذیبالاخلاق و تطهیرالاعراق میگوید: خلق حالی است برای جان
انسانی که او را برای فکر و تأمل بسوی کارهایی بر میانگیزد. پس حال را دو
نوع تقسیم میکنند:
۱- حالتی که طبیعی است و از اصل نراج ناشی شده است.
۲- حالتی که به واسطه عادت و تمرین بدست
میآید و چه بسا مبدأ آن فکر میباشد. سپس بطور متوالی استمرار بر آن پیدا
میشود تا ملکه و خلق گردد.
یا علامه طباطبائی معتقد است: انسان با نیروهای خود میتواند خیر و شر و نفع و ضرر واقعی را بسنجند.
اخلاقیات: عبارت است از شیوه برخورد با خوب و بد با تعهدات ارزشی، اقتصادی و اخلاقی فرد در جامعه
اخلاقیات نشاندهنده بینش انسان درباره
جهان و آدمیان است و عدالت و انصاف از جمله مفاهیمی است که براساس همین
بینش تعریف و تبیین میشود.
نظریههای جامعه شناختی درباره اخلاق:
الف) اخلاق کار در نظریههای کارکردگرایی:
در جامعهشناسی اگرچه کار در سطح فردی
وسیلهای برای تأمین یکی از نیازهای اساسی انسان یعنی معاش است، لیکن در
سطح اجتماعی کار یکی از اشکال عمل اجتماعی انسان محسوب میشود. در این سطح
کار یکی از نهادهای اصلی نظام اقتصادی است.
از منظر پارسونز کار یکی از سه نهاد
اصلی شکلگیری و دوام نظام اقتصادی است که خصوصاً در عصر حاضر از سایر
نهادهای اجتماعی تمایز بیشتری یافته و بطور مؤثر بر کل نظام اجتماعی و
تغییر و تحولات آن تأثیرگذار است.
با این وصف، پرواضح است که بر کار انسان
در هر جامعهای مجموعهای از ارزشها و هنجارهای اجتماعی حکم فرماست و
همانگونه که کلیه رفتارهای انسان (به استثنای رفتاری شرطی) در قالب الگویی
سازمان یافته از ارزشها و هنجارهای اجتماعی انجام میگیرد و معنا مییابد،
کار نیز به عنوان یکی از اشکال رفتار انسان از این قاعده مستثنی نیست. به
عبارت دیگر کلیه رفتارهای انسان از جمله کار از بدو تولد تا مرگ تحت تأثیر
ارزشها و هنجارهای اجتماعی جامعهای است که او در آن تولد یافته و در آن
میزیید.
میتوان گفت: کار در هر جامعهای
ارزشهای خاص خود را دارد. همچنین نگرش افراد به کار و هدف یا اهدافی که
برای آن درنظر میگیرد. و هم از آموزههایی است که در فرایند اجتماعی شدن
فرد در نهادهای مربوطه به فرد انتقال یافته است. این آموزهها نیز در یک
جامعه میتواند خاص یا عام باشد. یکسری آموزهها و سطح یک جامعه جنبه عمومی
دارند و تقریباً کلیه افراد جامعه بهطور مشترک تحت تأثیر آنها هستند و
بخشی از آموزهها نیز اختصاص به طبقه یا قشر یا گروههای خاصی از افراد هم
دارند.
ب) اخلاق کار، مارکس و از خودبیگانگی:
بیگانگی در محور اقتصادی و اجتماعی وجود
دارد. از خودبیگانگی و مارکس در محل کار بشتر اهمیت دارد زیرا که انسان به
عقیده او گذشته از هر چیز دیگر یک انسان سازنده است. در نظر مارکس دولت
نهادی تلقی میشود که انسانها همه آزادی انسانی خود را در فرایند تاریخی در
گرو او میگذارند و بنابراین اسنان در نهادی گرفتار شده است که خود تولید
کرده است.
از نظر مارکس از خودبیگانگی دارای ۴ بعد اصلی است:
۱- در جامعه سرمایهداری، کارگران از
محصولات تولید شده توسط خود جدا هستند. کارگران بجای توجه به نیازهای خود،
برای دیگران کالا تولید میکنند.
۲- به دلیل تقسیم کار وظایف کاری به صورت کسلکننده، بیمعنی و ناقص و بیپاداش در میآید. کار به جای هدف به وسیله تبدیل میشود.
۳- در روابط بازار، اجباراً افراد در
مقابل هم قرار میگیرند و بجای روابطی براساس شأن انسانی، روابطی بر مبنای
کارفرما و کارگر شکل میگیرد.
۴- افراد بیشتر از هم نوعان خود بیگانه میشوند، زیرا کار بدی به صورت شغلی در میآید که نه اخلاق است و نه احتیاج به نظر دارد.
مروری بر نظریههای مدیریت درباره اخلاق کار
مدیریت به یک معنی یک رشته بین رشتهای است که آنرا به عنوان علم و هنر درآورده است.
بطور کلی مدیریت به عنوان تولید
بهرهوری، اخلاق و فرهنگ کار کنترلکننده و فعالکننده وجدان کاری، سه دوره
مهم تاریخ خود را طی کرده است.
۱- مدیریت سنتی مبتنی بر اقتدار اجرایی و برنامهریزی مدیر و اطلاعات بیچون و چرای عوامل کار (کارکنان و کارگران)
۲- مدیریت علمی که در سالهای ۱۹۰۰ اشاعه
یافت و تا جنگ جهانی دوم ادامه پیدا کرد و در سالهای بعد از جنگ جهانی
دوم، دیگر ناکافی به نظر میرسید.
۳- مدیریت مبتنی بر روابط انسانی و مدیریت مشارکتی و نظریههای مدیریتی بسیار متنوع و غنی که بعد از دهه ۵۰ رایج گردیدند.
خصایص مدیران در ارتباط با اخلاق کار
۱- ایجاد و توسعه بشر مناسب جهت
بالقوهسازی منابع انسانی به عنوان حیاتیترین عنصر سازمان از طریق برقراری
احترام و اعتماد متقابل میان افراد و هویت دادن به افراد و معنیدار کردن
شغلها و اعطای استقلال نسبی در وظیفه شغلی به کارکنان
۲- انتصاب مدیران شایسته
۳- توسعه فرهنگ سازمانی از طریق اعتلای وجدان کاری و فرهنگ کار تشویق نوآوری و خلاقیت و نهادینه کردن مفهوم همکاری و اجرای کار گروهی
مدیریت و کیفیت زندگی کاری
یکی از طریق ایجاد رضایت شغلی کارکنان
فراهم آوردن محیط کار مثبت است اصطلاح کیفیت زندگی کاری، در رفتار سازمانی
به عنوان یک کیفیت کاری تجارت بشر در محیط کار حائز اهمیت است. این مفهوم
بیانگر یک نحوه تفکر درباره افراد به کارشان و سازمان است. تعهد واقعی به
کیفیت زندگی کاری مخصوصاً از روی شاخصهای عملکرد مدیریتی مشارکت، اعتماد،
تقویت و پاسخگویی معلوم میگردد.
نظریههای مدیریت درباره اخلاق کارنقش مدیریت مشارکتی و افزایش اخلاق کار و بهرهوری
نظریههای جامعه شناختی درباره اخلاق
مدیریت و کیفیت زندگی کاری
دانلود مقاله بررسی عوامل سازمانی موثر بر اخلاق کار در سازمانهای دولتی